از کنفرانس بن تا کنفرانس دوحه { پیشرفت یا عقب گرد }
افغانستان سرزمین مانند یک سکه دارای دو رو، یک روی سکه تقدیر این کشور استوره های بی بدیل تاریخ و روی دیگر سکه، فریاد و ناله.
این سرزمین عجیب دوران،همیشه دچار تحولات غیر قابل باوری شده است، گاهی پس از سال ها بدبختی به امیدی میرسد و گاهی همان امیدیکه سالها برای رسیدن اش صبر کرده است مانند سراب های روی جاده از نظر محو میگردند.
افغانستان، پس از ۴ دهه جنگ های خونین و سقوط رژیم سیاه طالبان، بعد از مذاکرات طولانی به تاریخ سیزدهم ماه دسامبر سال ۲۰۰۱ در آلمان به یک توافق دو مرحله ای رسید، حکومت موقت، تقسیم قدرت، تدوین قانون اساسی، آزادی های اجتماعی و حقوق بشر، حضور سربازان بین المللی و غیره موارد از کلیدی ترین موارد توافق شده در کنفرانس بن می باشد.
بن،سنگ بنای یک نظام جدید مردم سالار در افغانستان بود و بعد از کنفرانس بن الی اکنون همه پیشرفت ها حاصل همان کنفرانس می باشد.
سوالاتی است که همه جهانیان و خصوصاً مردمان سرزمین فریاد و ناله(افغانستان) را به فکر فرو برده است که چرا افغانستان بعد از جنگ های چهل ساله و موارد توافق شده ای کنفرانس بن هنوز هم درگیر منازعه و جنگ های خونین است؟
آیا صلح برای مردمان افغانستان فقط یک آرزو است و آرزو دست نیافتنی باقی خواهد بود؟
ریشه خونین ترین جنگ های پس از بن از کجا آب میخورد؟
چرا افغانستان بعد از بن نیاز مند دوحه شده است؟

بلی، افغانستان هنوز هم بعد از توافقات کنفرانس بن هنوزم درگیر جنگ خونریزی بوده و صلح یک رویایی دست نیافتنی باقی مانده است.
دلایلی ایکه صلح هنوزم یک رویا دست نیافتنی برای مردم افغانستان است دارای دو بُعد است بُعد داخلی،بُعد خارجی
در بخش داخلی، نفاق، عدم همدیگر پذیری، برتری قومی و لسانی، انتخاب زعیم نا مناسب عمده ترین دلایل در بُعد داخلی می باشد. اما بُعد خارجی پر رنگ تر از بُعد داخلی رنگ بر خشونت و جنگ در این کشور ریخته است.
موقعیت جغرافیایی، همسایه های نامناسب، مانور قدرت های جهانی و دلایلی دیگر باعث شده است که رنگ سرخ خون در این کشور از رنگ سبز صلح پر رنگ تر باشد و هنوزم صلح برای مردمان خسته از جنگ این کشور یک رویای دست نیافتنی باشد.
ریشه این همه مشکلات بیشتر بر میگردد به سیاست های منطقه یی و جهانی که هنوزم با دو وجه یعنی دوست و دشمن در حال اجرا است، پاکستان کشور یکه سد سال هنوز از تاسیس آن نمی گذرد، جنگ در افغانستان را جنگ بقای جغرافیایی خود، جنگ برای پیشرفت پاکستان و جنگ برای منفعت خود می داند، دیورند سرطان ای برای افغانستان مبدل گشته است که همواره باید از این زخم ناسور درد های عظیم و هولناکی را به بدن کشید و همه این موارد دست به دست هم دهند تا پاکستان از حکومت مقتدر در افغانستان نه،بلکه از یک حکومت مزدور و ضعیف حمایت کند و هیچ گاهی اجازه بر آن ندهد که این کشور پا به پیش گذارد و روی خوش ای را ببیند ، همه این دلایل باعث شد که سیاست های پاکستان در حمایت از گروه های تروریستی و بی بند و بار مانند طالبان و حمایت کشور های ابر قدرت دنیا از سیاست پاکستان و همچنان دیده شدن افغانستان از عینک پاکستان توسط امریکا و انگلیس پای افغانستان را نیز به میز مذاکرات دوحه بکشاند. پای ایکه زمان پاسخ خواهد داد که به سوی آبادی در حرکت است یا به سوی فرو رفتن در گِل های بدبختی دیگر برای این کشور.
دوحه دوباره امیدی برای رسیدن به رویای صلح و فرصتی برای پیشرفت در این کشور است، امید وار همه بر این اند که صلح ای را که بن تقدیم ملت افغانستان کرده نتوانست دوحه توانایی تقدیم آن را داشته باشد.
به امید یک افغانستان آرام و عاری از خشونت و خون ریزی و فضای صلح و همدیگر پذیری
با احترام
محمد ندیم “سیاوش”