مَخزَن‌الاَسرار نخستین مثنوی نظامی گنجوی، شاعر فارسی زبان است.

 «مخزن الاسرار» نخستین گنجینه نظامی است که آن را پیش از چهل سالگی سروده است. این در زمانی است که نظامی جویای نام و آوازه بود و تمام تلاش خود را به کار می برد تا در سخن نوآور باشد و کار تازه‌ای عرضه کند. نظامی می‌کوشید تا در مقابل خراسانیان، به ویژه «حدیقه» سنایی، عرض اندام کند. در نتیجه «مخزن‌الاسرار» سخت‌ترین منظومه‌ی نظامی است. این دشواری بیش از همه در مقدمه آن، که در ستایش خداوند و پیامبر است، دیده می‌شود.

از آنجا که در خود کتاب اشارهٔ مستقیم یا غیرمستقیمی به تاریخ سرایش یا تاریخ تقدیم اثر به والی آذربایجان (و نه آران) نشده‌است، و همچنین در آثار معتبر دیگر نیز تاریخ دقیق خلق این اثر ذکر نشده، نمی‌توان بیقین تاریخ آن را تعیین کرد؛ ولی با توجه به اینکه نظامی تاریخ‌های بسیار دقیق دیگری از آثار، سن فرزند و ماده تاریخ‌های دیگر در آثار دیگرش می‌دهد، و همچنین با بررسی تاریخ آذربایجان و آران، و مطالعات تطبیقی می‌توان بیقین گفت که خلق این اثر بین سالهای ۵۶۱ و ۵۶۹ قمری می‌باشد (و به احتمال زیاد نزدیک به ۵۶۹ برابر با ۱۱۷۳ میلادی است).

 

نظامی این کتاب را به «ملک فخرالدین بهرامشاه بن داوود» والی آذربایجان تقدیم کرد.

 

این کتاب دربرگیرندۀ خواندن مردم به خودشناسی، خداشناسی و گزینش ویژگی‌های پسندیدۀ اخلاقی است و در بحر سریع مسدس (مفتعلن مفتعلن مفتعل) سروده شده.

 

با این بیت آغاز می شود؛

 

بسم الله الرحمن الرحیم/ هست کلید در گنج حکیم

 

نگاهی به ساختار و محتوای « مخزن الاسرار »

نظامی در «مخزن الاسرار» سه قطعه را به ستایش خداوند اختصاص داده است: یک قطعه در توحید الهی و دو قطعه دیگر مناجات. در این مناجات‌ها او دست به نوآوری در زبان و خلق تصاویر جدید می‌زند. پس از این سه قسمت، به ستایش پیامبر و معراج او می‌پردازد و چهار بار دیگر تجدید مطلع می‌کند و باز از نو به ستایش پیامبر می‌پردازد. این نشانه‌ای از علاقه‌ی نظامی به مقام پیامبر است. در این ستایش‌ها بیت‌های سخت و دشوار فهم فراوان است. دو قطعه دیگر در مدح بهرام‌شاه است و قسمت بعدی به این موضوع اختصاص دارد که چرا «مخزن الاسرار» را سروده است.

بیت‌هایی که نظامی در مقدمه اثر خود می‌آورد، از دید نقد ادبی اهمیت دارد. او می‌گوید

عاریت کس نپذیرفته‌ام   آن‌چه دلم گفت بگو گفته‌ام

شعبده تازه برانگیختم    هیکلی از قالب نو ریختم

مایه درویشی و شاهی در او    مخزن اسرار الهی در او

نامه دو آمد ز دو ناموس گاه     هر دو مسجل به دو بهرامشاه

آن به در آورده ز غزنین علم       وین زده بر سکه رومی قلم

گر چه در آن سکه سخن چون زر است         سکه زر من هم از آن بهتر است

تیغی از الماس سخن ساختم  هر که پس آمد سرش انداختم

اوج بلند است در او می‌پرم      باشد کز همت خود برخورم

 

پس از آن، از فضیلت سخن و برتری آن بر نثر یاد می‌کند.

 

بی‌سخن آوازه عالم نبود این همه گفتند و سخن کم نبود

در لغت عشق سخن جان ماست       ما سخنیم این طل ایوان ماست

ما که نظر بر سخن افکنده‌ایم   مرده اوییم و بدو زنده‌ایم

 

نظامی می‌گوید هنگامی که می‌خواستم «مخزن الاسرار» را بسرایم، هاتف غیبی به من گفت که تو می‌خواهی برای مردم شعر بگویی، پس باید بدانی چه می‌خواهی بسرایی. از این رو خود را با دل تهذیب کن و از دلت پیروی کن تا توانا به ساختن خود باشی. آنگاه نظامی می‌گوید که از سخن هاتف پیروی کردم و دنبال «پیر دل» رفتم. از آن پس درباره شب‌هایی سخن می‌گوید که با دل خود مراقبه داشته است. آن ابیات در عین زیبایی بسیار پیچیده و مغلق‌اند. شاید بتوان آن‌ها را اولین متن‌های سوررئالیستی ادبیات جهان دانست. چون از مسائلی می‌گوید که همانند متن‌های سوررئالیستی است. حتا تا بدان‌جا پیش می‌رود که می‌گوید به درون دل خود رفتم و خانه‌هایش را دیدم.

هاتف غیبی به نظامی می‌گوید.

 

دور شو از راهزنان حواس         راه تو دل داند دل را شناس

دست درآویز به فتراک دل       آب تو باشد که شوی خاک دل

خواجه دل عهد مرا تازه کرد       نام نظامی فلک آوازه کرد

چون که ندیدم ز ریاضت گریز    گشتم از آن خواجه ریاضت‌پذیر

پای ز سر ساخته و سر ز پای    گوی صفت گشته و چوگان نمای

رایض من چون ادب آغاز کرد    از گره نه فلکم باز کرد

 

بعد از تجربیات خودش با دل و شبهای مراقبه چنین می‌گوید «زان رطب آن شب که بری داشتم/ بی خبرم گر خبری داشتم». از این‌جا به بعد «مخزن الاسرار» را آغاز می‌کند و بیست مقاله در پی آن می‌آورد. در ابتدای هر مقاله‌ای از اعتقادات خود سخن می‌گوید و سپس داستان و تمثیلی مطابق با بیت‌های ابتدایی می‌آورد. پس «مخزن الاسرار» دارای بیست مقاله با بیست حکایت است.

 

طبقه‌بندی مضامین « مخزن الااسرار»

 

درونمایه «مخزن الاسرار» را می‌توان چنین طبقه‌بندی کرد، نخست درباره‌ی غفلت آدمی در دنیاست، سپس درباره بی‌اعتباری و ناپایداری جهان، آن‌گاه راجع به رابطه‌ی انسان با خدا، چهارم درباره مسائل اجتماعی و سرانجام درخصوص سیاست و حکومت.

بیت‌هایی از مقاله‌ی نخست که درباره‌ی غفلت آدمی است، چنین است:

 

«غافل منشین ورقی می خراش        گر ننویسی قلمی می تراش

رفت جوانی به تغافل به سر     جای دریغ است دریغی بخور

گمشده هر که چو یوسف بود    گم شدنش جای تاسف بود

 

درباره بی‌اعتباری و ناپایداری جهان نیز می‌گوید.

 

«صحبت گیتی که تمنا کند؟     با که وفا کرد که با ما کند؟

 خاک شد آن کس که بر این خاک زیست     خاک چه داند که در این خاک چیست  

پای در این بحر نهادن که چه؟   بار در این موج گشادن که چه؟

 

 

 

ارزش‌گذاری ویرایش‌های «پنج گنج» نظامی

 

تاکنون چند تصحیح گوناگون از «پنج گنج» نظامی انجام شده است که عبارت‌اند از: نسخه وحید دستگردی، نسخه شوروی، نسخه بهروز ثروتیان، نسخه برات زنجانی و نسخه سامیه بصیر مژدهی. پرسش این است که کدام یک از این تصحیحات بر دیگری برتری دارد؟ نخست باید دانست که کسی که دست به تصحیح متن‌های کهن می‌زند، باید بر ادبیات ایران و عرب، بر نجوم و عروض و قافیه و بسیاری از مسابل دیگر تسلط داشته باشد، تا بتواند اختلاف نسخ را تشخیص بدهد. از این رو با سنجش تصحیحات گوناگونی که از «پنج گنج» نظامی صورت گرفته است، می‌توان نسخه وحید دستگردی را در رتبه اول قرار داد و رتبه دوم را به تصحیح دانشمندان شوروی داد. جالب است که هر دو این تصحیحات جزو اولین کارها بودند، اما برتری آن‌ها بر تصحیحات جدید آشکار است. برای نشان دادن گوناگونی تصحیحات «پنج گنج»، به اختلاف ضبط ابیات زیر باید توجه کرد.

بیت زیر در چهار نسخه چنین است «پیش وجود همه آیندگان/ بیش بقای همه پایندگان». اما در تصحیح بصیرمژدهی «پیش بقای» آورده شده که معنی درستی ندارد. در نسخه‌های وحید و بصیرمژدهی، بیت زیر چنین آمده است «اول و آخر به وجود و صفات/ هست کن و نیست کن کاینات». اما مصراع دوم در تصحیحات دیگر چنین است «اول و آخر به وجود و حیات». به نظر من ضبط وحید و بصیر مژدهی درست‌تر است. چون واژه «حیات» چیزی به بیت اضافه نمی‌کند و حشو است.

باز در چهار نسخه به چنین بیتی برمی‌خوریم: «پرورش آموختگان ازل/ مشکل این کار نکردند حل/ کز ازلش علم چه دریاست این؟/ تا ابدش ملک چه صحراست این؟» بیت دوم در نسخه بصیر مژدهی چنین آورده شده: «کز ازلش علم چو دریاست این/ تا ابدش ملک و چه صحراست این». با این کار، جمله سوالی به خبری تبدیل شده و ارتباط موقوف‌المعانی دو بیت نیز قطع شده است و از همه مهم‌تر این که مصراع دوم معنی ندارد. پس در این‌جا ضبط مژدهی را نمی‌توان پذیرفت.

به هر حال از مواردی که مبنای سنجش ابیات پنج تصحیح آثار نظامی بوده است و نمونه‌ای از آن‌ها در این‌جا بازگو شد، می‌توان به این نتیجه رسید که ضبط وحید دستگردی از همه قابل اعتمادتر است، چون او هنگامی که به این کار پرداخت با زبان و شعر نظامی مانوس بود.